هر چه در دل دارمش
زمان را من نوازش می کنم اینجا/ آرام/ بی صدا/ تا اگر چه می رود اما با من مهربان سازد زندگی را
به نام خدا در نگاه آنان که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی. "دکتر شریعتی" دوست من این یک پست ثابت است به پست زیر مراجعه کنید. آهنگ one man's dream از ياني منبع: با تشكر از وبلاگ زيباي "من و پيانو" www.manopiano.blogfa.com پيشنهاد ميكنم براي دانلود آثار ديگر از ياني به اين وبلاگ سر بزنيد عاشقتم هنوز يادم هست وقتي كه صبح از خواب بیدار می شدم و با چشمانی خواب آلود به پنجره زل می زدم و مي ديدم خبري از نور نيست به قول شاعر دوباره پلك دلم مي پريد و مي گفتم هان! امروزم بارانيست. پتو را كنار مي زدم كه مادرم مي گفت :"گول تاريكي هوا رو نخور هوا ابريه.ظهر شده بيدار شو" مي خواستم بگويم چشم مادرجان.كه صداي رعد و برق طبل عروسي را در دلم به راه مي انداخت. آري روزهاي باراني را از بچگي دوست داشتم.بوي باران و آن ابرهاي سياه را ازبچگي دوست داشتم. چهارشنبه (۱۲/۸/۸۹) هفته پيش هم يكي از آن روزها بود.روزي كه پس از مدت ها خداي بزرگ بارانش را به ميهماني شهرمان فرستاد. ابرها سياه بودند و رعدو برق زياد مي زدند. داشتم از درو ديوار كه آنروز از هميشه زيباتر بودند عكس مي گرفتم كه با خودم گفتم"چه قدر خوب مي شد مي توانستم از رعد و برق عكس بگيرم.هرچند كه اين كار عكاس هاي حرفه ايست اما امتحانش كه ضرري ندارد!" گوشي ام را بر داشتم و شروع كردم به عكس گرفتن از رعدو برق. و بالآخره پساز تلاش بسيار و با نذر و دعا توانستم از يك رعدو برق خوشگل عكس بگيرم.بي نظير بود.اونقدر خوشحال شدم كه شايد اون لحظه از بهترين لحظه هاي زندگي من بود. ديگه سرتون رو درد نيارم عكسو ببينيد: تعطیلی وبلاگ کاری بسیار دشوار است که از عهده اینجانب بر نمی آید. لذا تصمیم گرفتم که به جای تعطیلی ۱- تمام مطالب قبلی را از وبلاگ بردارم ۲-کاربری وبلاگ را تغیر دهم با تشکر باز همان حکایت تکراری ایستاده بر سر کوچه غریب انتظار
دوباره فریاد می زنند باز قصه ی غربت این کوچه را از زبان این آوار
لحضه های خشک این کوچه را باد و خاکش می نوازد
چهره ی سوزان دیوارهایش می نوازد
پیکر بی آب و جان مردمانش می نوازد
هرچه اینجا بود،هر که اینجا بود،مرد
روزهایش مرد،آسمانش مرد،خندهایش مرد
سایه بان مهربان بچه هایش مرد
کوچه غریب است اما انتظارش زنده است
مرده است اما انتظارش زنده است
(میون این همه کوچه که به هم پیوسته کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته) بنویس ازهرچه می دانی ازهرچه می خواهی از هرچه خوبی و بدحالیست بنویس گرکاغذت بی خط واژه هایت بی معناست اگر حتی می افتد بر کاغذ قلمت دم به دیقه بنویس اسمت را که آسان است "من محمد دردها دارم در دلم" . . . باز هم استاد شاعر مرحوم قیصر امین پور کودکی ها (آینه های ناگهان) کودکی هایم اتاقی ساده بود یادش بخیر سینی سیب امین بابا ... جرات دیوانگی (آینه های ناگهان) انگار مدتی است که احساس می کنم روحش شاد یادش گرامی کم کم عادت می کنم من به تنهایی دراین روزها و شب های خواب آلود کم کم عادت می کنم من به بی تابی نه می سوزد نه می سازد نه می نالد بامن تنها این دل بی غم یواش و آرام و بی فریاد جان می دهد می میرد این روزهای دنیای من بی معناست قصه ها افسانه ها و رویاها به چشم این روزهای من بی معناست کاش فردایی بیاید کاش دنیایی و رویایی بیاید کاش شود روز رستاخیز شود فردای من زیبا و آفتابی آفتاب زیبایی بیاید وقتش که شد دو بالی قرض می گیرم از پرنده خیالم آسمانم را می کنم آبی بر فرازآسمانم می کنم پرواز وقتش که شد می شوم دریا دیگراز طوفان ها نمی نالم هرچه مي گويم تا شود آباد خانه ام ليك بي صداست خانه را بايد ساخت با دست فرياد در پستوي افكار پاييزي ذهنم نوريست كه گاه مي درخشد و گاه خاموش مي شود نمي دانم نشانه زندگيست يا هشدار سفر به وادي ديگر رو به دریا خانه ای می سازم تا شود یادگاری برای خاک بیابان زده این وادی خانه ای می سازم به رنگ آبی خیالم سردرش می نویسم اینجا آبادیست... اینجا آبادیست.... در لحظات آبیانه ی زندگی گاه می نویسم و گاه می خوانم شعرهایی به تو مانند را تا كه باشد جای تو در دلم و نام تو در فریادم همیشه تا ابد ای ایرانم در اعماق تاریکی های ذهنم،همواره لحظه هایی روشن را می نگرم که قطره قطره بر روح و جان من می چکد. لحظه هایی شبیه به یک پرواز بلند تا بلندای عزت وافتخار.لحظه هایی که با هر قدمی از جنس غرور جهان را به لرزه می اندازم. و اکنون سوار بر قطار لحظه ها ، با سرعتی مطلوب به سوی لحظه های روشن در حرکتم. عاقبت چه خواهد شد؟ نه مهم است و نه مشکل ما همچنان آزادانه خواهیم زیست با عشق می کوشیم و مهرمان را می گسترانیم شاید بی خودانه خود را در دریای عاشقی یافتیم اساتید رشته کامپیوتر ، رشته من دارای 6 استاد در دروس فارسی عمومی،اندیشه اسلامی،ریاضی عمومی،زبان انگلیسی عمومی،مبانی کامپیوتر و برنامه سازی و آزمایشگاه کامپیوتر می باشیم. استاد درس فارسی عمومی: استاد این درس آقای قنواتی می باشد.می توان حدث زد که وی عاشق زبان فارسی است.اما افسوس که قابل درک نیست.تسلط ایشان بر ادبیات و زبان فارسی بسیار زیاد است.هنوز نفهمیدم که وی اندیشه هایش ملی گراینه است یا نه. بعضی مواقع این اندیشه ها در صحبت هایش نمودار می شود و گاهی اوقات هم به فرهنگ کنونی ملت ما می تازد. استاد درس اندیشه اسلامی آقای نامدارپور خوش سخن ترین استاد ماست.به رغم اینکه کلاسش در سالن اجتماعات برگزار می شود وبسیار شلوغ است اما توانسته کلاس را شاد و پویا نگاه دارد.کمتر می شود که شوخی نکند.گاهی می شود زبانش بسیار تیز می شود. استاد درس ریاضی عمومی دوم دبیرستان با آقای سروستانی آشنا شدم. فارسی را بسیار غلیظ! صحبت می کند وریاضی را بسیار خوب درس می دهد. کمتر در باره زمین و زندگی حرف می زند. بیشتر ریاضی درس می دهد. اکثر دانش آموزان و دانشجویانش از او راضی اند. استاد درس زبان انگلیسی عمومی هنوز ایشان را ندیدیم و نشناختیم پس ... استاد درس مبانی کامپیوتر اولش با یک هنر پیشه جوان سریال های ایرانی اشتباهش گرفته ام.گفتم شاید آمده اند اینجا فیلم بسازند یا اینکه کلاس بازیگری برگزار کنند. آقای پژوهش را می گویم. بسیار سعی می کند خوب حرف بزند که البته موفق هم هست. کاملا مشخص است که روش تدریس او متفاوت است . روش مدیریتش هم جالب است. همه چیز ایشان منحصر به فرد است. به هر حال ما که از اول جالب بوده ایم و جالب دیده ایم و شنیده ایم این هم یک جالب دیگر.!!! واما استاد درس آزمایشگاه کامپیوتر آقای افشانی بسیار مهربان است. بسیار خوش رفتار است.بسیار خوب حرف می زند. و از میان این همه بسیارها بسیار دلش برای پدر و مادرمان می سوزد. اصلا بیشتر نگران والدین ماست تا خودمان. ایشان می خواهند مهربانی شان را در پس ظاهری البته کمی سختگیر پنهان کنند که باید بگویم موفق نیست.آقای افشانی بسیار محکم و با اراده هم هستند. ایشان توانستند قول خرید 12 عدد کامپیوتر با کلاس برای سایت کامپیوتر و امکان استفاده تمام وقت ما از سایت را از مسئولین بگیرند. امیدواریم که مسئولین بدقولی نکنند تا آقای افشانی خدای نکرده ، زبانم لال بشود از دانشگاهمان نروند. 
![]()
![]()
نظر سنجی سمت چپ وبلاگ فراموش نشود![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برچسبها: آهنگ ياني آهنگ one mans dream از ياني![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()




![]()
![]()
![]()
قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود
شب که می شد نقشها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه ، خوابم می پرید
خوابهایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود 
![]()
![]()
![]()
خاکستری از دو سه سال گذشته ام
احساس می کنم که کمی دیر است
دیگر نمی توانم
هر وقت واستن
در بیست سالگی متولد شوم
انگار
فرصت برای حادثه
از دست رفته است
از ما گذشته است که کاری کنیم
کاری که دیگران نتوانند
فرصت برای حرف زیاد است
اما
اما اگر گریسته باشی...
آه ...
مردن چه قدر حوصله می خواهد
بی آنکه در سراسر عمرت
یک روز ، یک نفس
بی حس مرگ زیسته باشی !
انگار
این سالها که می گذرد
چندان که لازم است
دیوانه نیستم
احساس می کنم که پس از مرگ
عاقبت
یک روز
دیوانه می شوم !
شاید برای حادثه باید
گاهی کمی عجیب تر از این
باشم
با این همه تفاوت
احساس می کنم که کمی بی تفاوتی
بد نیست
حس می کنم که انگار
نامم کمی کج است
و نام خانوادگی ام ، نیز
از این هوای سربی
خسته است
امضای تازه ی من
دیگر
امضای روزهای دبستان نیست
ای کاش
آن نام را دوباره
پیدا کنم
ای کاش
آن کوچه را دوباره ببینم آنجا که ناگهان
یک روز نام کوچکم از دستم
افتاد
و لابه لای خاطره ها گم شد
آنجا که
یک کوذک غریبه
با چشم های کودکی من نشسته است
از دور
لبخند او چه قدر شبیه من است !
آه ، ای شباهت دور!
ای چشم های مغرور !
این روزها که جرأت دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم !
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار ...
بگذاریم!
این روزها
خیلی برای گریه دلم تنگ است !




![]()
![]()
![]()




![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()


.jpg)


![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
بیا پر کن فضای تنهاییم را
آبی آرامشت را انتظار دارم هر شب من
بیا ای آسمان ای ورم کرده از درد من
بیا بشنو صدای تنهاییم را
ای آسمان‚ای که تنها تو هستی همدرد من
گر تو آیی من دلم آبیست
یک نفس با تو سراسر شادیست
واین بهترین احساسیست
که در دل من جاریست
شوق بودن با تو دارم ‚ ای آسمانم
ای که می بویی دلم را
هر چه عشق دارم من از تو دارم.
ای آسمانم...

![]()
![]()
![]()
بیا پر کن فضای تنهاییم را
آبی آرامشت را انتظار دارم هر شب من
بیا ای آسمان ای ورم کرده از درد من
بیا بشنو صدای تنهاییم را
ای آسمان‚ای که تنها تو هستی همدرد من
گر تو آیی من دلم آبیست
یک نفس با تو سراسر شادیست
واین بهترین احساسیست
که در دل من جاریست
شوق بودن با تو دارم ‚ ای آسمانم
ای که می بویی دلم را
هر چه عشق دارم من از تو دارم.
ای آسمانم...

![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


