تبليغاتX
هر چه در دل دارمش








هر چه در دل دارمش

زمان را من نوازش می کنم اینجا/ آرام/ بی صدا/ تا اگر چه می رود اما با من مهربان سازد زندگی را

به نام خدا

 

در نگاه آنان که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی. "دکتر شریعتی"

 

http://lh6.ggpht.com/aliencloud/RXNMOeOFlzI/AAAAAAAAApU/cv72LagPmVc/s512/Frame_WN0P6508.jpg

 

 

 

 نظر سنجی سمت چپ وبلاگ فراموش نشود

 

دوست من 

این یک پست ثابت است به پست زیر مراجعه کنید.

 

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 9:59 توسط محمد |



اين آهنگ رو براي بهترين دوستم گذاشتم

آهنگ one man's dream از ياني

دانلود

 

منبع: با تشكر از وبلاگ زيباي "من و پيانو"  www.manopiano.blogfa.com

پيشنهاد ميكنم براي دانلود آثار ديگر از ياني به اين وبلاگ سر بزنيد

 

 


برچسب‌ها: آهنگ ياني آهنگ one mans dream از ياني
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 9:55 توسط محمد |



خدایا

عاشقتم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 8:43 توسط محمد |



روزهاي باراني را از بچگي دوست داشتم.

هنوز يادم هست وقتي كه صبح از خواب بیدار می شدم و با چشمانی خواب آلود به پنجره زل می زدم

و مي ديدم خبري از نور نيست به قول شاعر دوباره پلك دلم مي پريد و مي گفتم هان! امروزم بارانيست.

پتو را كنار مي زدم كه مادرم مي گفت :"گول تاريكي هوا رو نخور هوا ابريه.ظهر شده بيدار شو"

مي خواستم بگويم چشم مادرجان.كه صداي رعد و برق طبل عروسي را در دلم به راه مي انداخت.

آري روزهاي باراني را از بچگي دوست داشتم.بوي باران و آن ابرهاي سياه را ازبچگي دوست داشتم.

چهارشنبه (۱۲/۸/۸۹) هفته پيش هم يكي از آن روزها بود.روزي كه پس از مدت ها خداي بزرگ بارانش را

به ميهماني شهرمان فرستاد.

ابرها سياه بودند و رعدو برق زياد مي زدند. داشتم از درو ديوار كه آنروز از هميشه زيباتر بودند عكس

مي گرفتم كه با خودم گفتم"چه قدر خوب مي شد مي توانستم از رعد و برق عكس بگيرم.هرچند كه اين كار عكاس هاي حرفه ايست اما امتحانش كه ضرري ندارد!"

گوشي ام را بر داشتم و شروع كردم به عكس گرفتن از رعدو برق. و بالآخره پساز تلاش بسيار و با نذر و

دعا توانستم از يك رعدو برق خوشگل عكس بگيرم.بي نظير بود.اونقدر خوشحال شدم كه شايد اون لحظه از بهترين لحظه هاي زندگي من بود.

ديگه سرتون رو درد نيارم

عكسو ببينيد:

رعد و برق

 

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 11:12 توسط محمد |



با سلام

تعطیلی وبلاگ کاری بسیار دشوار است که از عهده اینجانب بر نمی آید.

لذا تصمیم گرفتم که به جای تعطیلی

۱- تمام مطالب قبلی را از وبلاگ بردارم

۲-کاربری وبلاگ را تغیر دهم

با تشکر

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 20:27 توسط محمد |



باز همان حکایت تکراری

ایستاده بر سر کوچه غریب انتظار

دوباره فریاد می زنند باز قصه ی غربت این کوچه را

از زبان این آوار

لحضه های خشک این کوچه را باد و خاکش می نوازد

چهره ی سوزان دیوارهایش می نوازد

پیکر بی آب و جان مردمانش می نوازد

هرچه اینجا بود،هر که اینجا بود،مرد

روزهایش مرد،آسمانش مرد،خندهایش مرد

سایه بان مهربان بچه هایش مرد

کوچه غریب است اما انتظارش زنده است

مرده است اما انتظارش زنده است

http://www.may3am.net/blog/wp-content/uploads/2008/11/kicha.jpg

(میون این همه کوچه که به هم پیوسته کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته)

نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 22:25 توسط محمد |



بنویس

ازهرچه می دانی

ازهرچه می خواهی

از هرچه خوبی و بدحالیست

بنویس

گرکاغذت بی خط

واژه هایت بی معناست

اگر حتی می افتد بر کاغذ قلمت دم به دیقه

بنویس

اسمت را که آسان است

"من محمد دردها دارم در دلم"

.

.

.

http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/13-4-1389/IMAGE634138361047500000.jpg

http://www.emdadgaran.com/includes/FCKeditor/upload/Image/Feather%20Pen%20scan.jpg

http://kurdblogger.com/uploads/p/parwarda/5779.jpg

http://www.logodesignweb.com/stockphoto/objects/office/pencil.jpg

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 13:17 توسط محمد |



باز هم استاد شاعر مرحوم قیصر امین پور

کودکی ها (آینه های ناگهان)

کودکی هایم اتاقی ساده بود
قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود
شب که می شد نقشها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه ، خوابم می پرید
خوابهایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود

 

http://www.dezfoul.net/%7Elogolight/1388_06_31.jpg

یادش بخیر

سینی

سیب

امین

بابا

...

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 2:6 توسط محمد |



یک شعر زیبا از مرحوم قیصر امین پور (گرفته شده از سایت شعر نو)

جرات دیوانگی (آینه های ناگهان)

انگار مدتی است که احساس می کنم
خاکستری از دو سه سال گذشته ام
احساس می کنم که کمی دیر است
دیگر نمی توانم
هر وقت واستن
در بیست سالگی متولد شوم
انگار
فرصت برای حادثه
از دست رفته است
از ما گذشته است که کاری کنیم
کاری که دیگران نتوانند
فرصت برای حرف زیاد است
اما
اما اگر گریسته باشی...
آه ...
مردن چه قدر حوصله می خواهد
بی آنکه در سراسر عمرت
یک روز ، یک نفس
بی حس مرگ زیسته باشی !
انگار
این سالها که می گذرد
چندان که لازم است
دیوانه نیستم
احساس می کنم که پس از مرگ
عاقبت
یک روز
دیوانه می شوم !
شاید برای حادثه باید
گاهی کمی عجیب تر از این
باشم
با این همه تفاوت
احساس می کنم که کمی بی تفاوتی
بد نیست
حس می کنم که انگار
نامم کمی کج است
و نام خانوادگی ام ، نیز
از این هوای سربی
خسته است
امضای تازه ی من
دیگر
امضای روزهای دبستان نیست
ای کاش
آن نام را دوباره
پیدا کنم
ای کاش
آن کوچه را دوباره ببینم آنجا که ناگهان
یک روز نام کوچکم از دستم
افتاد
و لابه لای خاطره ها گم شد
آنجا که
یک کوذک غریبه
با چشم های کودکی من نشسته است
از دور
لبخند او چه قدر شبیه من است !
آه ، ای شباهت دور!
ای چشم های مغرور !
این روزها که جرأت دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم !
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار ...
بگذاریم!
این روزها
خیلی برای گریه دلم تنگ است !

http://namak.bloghaa.com/files/2007/10/7760_126.jpg

روحش شاد

یادش گرامی

http://www.topiranian.com/topiranian/archives/73437402ec0b3655a6198e5b10417f05.jpg

http://beyt.ir/uploads/posts/2008-10/1223973505_gheysar.jpg

 

 http://fariborz-music.persiangig.com/image/other/401aaa.jpg

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/851153250/1.jpg

http://mahdi2584.persiangig.com/image/%D9%82%DB%8C%D8%B5%D8%B1%20%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%20%D9%BE%D9%88%D8%B1.JPG

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 19:48 توسط محمد |



یک عکس

 

 

http://omid1990.persiangig.com/image/111.JPG

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 5:35 توسط محمد |



کم کم عادت می کنم من به تنهایی

 

دراین روزها و شب های خواب آلود

 

کم کم عادت می کنم من به بی تابی

 

 

نه می سوزد نه می سازد نه می نالد

 

بامن تنها این دل بی غم

 

یواش و آرام و بی فریاد جان می دهد می میرد

 

 

این روزهای دنیای من بی معناست

 

قصه ها افسانه ها و رویاها

 

به چشم این روزهای من بی معناست

 

 

کاش فردایی بیاید کاش دنیایی و رویایی بیاید

 

کاش شود روز رستاخیز

 

شود فردای من زیبا و آفتابی آفتاب زیبایی بیاید

 

 

وقتش که شد دو بالی قرض می گیرم از پرنده خیالم

 

آسمانم را می کنم آبی بر فرازآسمانم می کنم پرواز

 

وقتش که شد می شوم دریا دیگراز طوفان ها نمی نالم  

 

http://blackrazor.persiangig.com/image/4kxc86h.jpg

 http://msk2004.persiangig.com/image/HPIM5312-2.jpg

http://mahyar20.persiangig.com/image/darya%20mahtab.jpg

http://p.horm.org/images/000518_oidff_9.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 21:54 توسط محمد |



هرچه مي گويم تا شود آباد خانه ام

 

ليك بي صداست

 

خانه را بايد ساخت

 

با

 

دست فرياد

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 17:58 توسط محمد |



در پستوي افكار پاييزي ذهنم

 

نوريست كه گاه مي درخشد

 

و گاه

 

خاموش مي شود

 

نمي دانم نشانه زندگيست

 

يا

 

هشدار سفر به وادي ديگر

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 21:8 توسط محمد |



رو به دریا خانه ای می سازم

 

تا شود یادگاری

 

برای خاک بیابان زده این وادی

 

خانه ای می سازم به رنگ آبی خیالم

 

سردرش می نویسم اینجا آبادیست...

 

 

اینجا آبادیست....

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 11:46 توسط محمد |




در لحظات آبیانه ی زندگی گاه

 

می نویسم

 

و

 

گاه می خوانم

 

شعرهایی به تو مانند را

 

تا كه باشد جای تو در دلم

 

و

 

نام تو در فریادم

 

همیشه تا ابد

 

ای ایرانم

 

 

http://www.footballmedia.net/images/113/WorldCup2006/vahid04.jpg 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 22:36 توسط محمد |



در اعماق تاریکی های ذهنم،همواره لحظه هایی روشن را می نگرم که قطره قطره بر روح و

 

جان من می چکد. لحظه هایی شبیه به یک پرواز بلند تا بلندای عزت وافتخار.لحظه هایی که با

 

هر قدمی از جنس غرور جهان را به لرزه می اندازم.

 

و اکنون سوار بر قطار لحظه ها ، با سرعتی مطلوب به سوی لحظه های روشن در حرکتم.

 

 

بلند پرواز

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 21:54 توسط محمد |



عاقبت چه خواهد شد؟

 

نه مهم است و نه مشکل

 

ما همچنان آزادانه خواهیم زیست

 

با عشق می کوشیم و مهرمان را می گسترانیم

 

شاید

 

 بی خودانه

 

 خود را در دریای عاشقی یافتیم

 

 

بزرگترین آبشار جهان

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:54 توسط محمد |



اساتید رشته کامپیوتر ، رشته من

دارای 6 استاد در دروس فارسی عمومی،اندیشه اسلامی،ریاضی عمومی،زبان انگلیسی عمومی،مبانی کامپیوتر و برنامه سازی و آزمایشگاه کامپیوتر می باشیم.

 

استاد درس فارسی عمومی:

استاد این درس آقای قنواتی می باشد.می توان حدث زد که وی عاشق زبان فارسی است.اما افسوس که قابل درک نیست.تسلط ایشان بر ادبیات و زبان فارسی بسیار زیاد است.هنوز نفهمیدم که وی اندیشه هایش ملی گراینه است یا نه. بعضی مواقع این اندیشه ها در صحبت هایش نمودار می شود و گاهی  اوقات هم به فرهنگ کنونی ملت ما می تازد.

 

استاد درس اندیشه اسلامی

آقای نامدارپور خوش سخن ترین استاد ماست.به رغم اینکه کلاسش در سالن اجتماعات برگزار می شود وبسیار شلوغ است اما توانسته کلاس را شاد و پویا نگاه دارد.کمتر می شود که شوخی نکند.گاهی می شود زبانش بسیار تیز می شود.

 

 

استاد درس ریاضی عمومی

دوم دبیرستان  با آقای سروستانی آشنا شدم. فارسی را بسیار غلیظ! صحبت می کند وریاضی را بسیار خوب درس می دهد. کمتر در باره زمین و زندگی حرف می زند. بیشتر ریاضی درس می دهد. اکثر دانش آموزان و دانشجویانش از او راضی اند.

 

استاد درس زبان انگلیسی عمومی

هنوز ایشان را ندیدیم و نشناختیم پس ...

 

استاد درس مبانی کامپیوتر

اولش با یک هنر پیشه جوان سریال های ایرانی اشتباهش گرفته ام.گفتم شاید آمده اند اینجا فیلم بسازند یا اینکه کلاس بازیگری برگزار کنند. آقای پژوهش را می گویم. بسیار سعی می کند خوب حرف بزند که البته موفق هم هست.

کاملا مشخص است که روش تدریس او متفاوت است . روش مدیریتش هم جالب است. همه چیز ایشان منحصر به فرد است. به هر حال ما که از اول جالب بوده ایم و جالب دیده ایم و شنیده ایم این هم یک جالب دیگر.!!!

 

 

واما

استاد درس آزمایشگاه کامپیوتر

آقای افشانی بسیار مهربان است. بسیار خوش رفتار است.بسیار خوب حرف می زند. و از میان این همه بسیارها بسیار دلش برای پدر و مادرمان می سوزد. اصلا  بیشتر نگران  والدین ماست تا خودمان. ایشان می خواهند مهربانی شان را در پس ظاهری البته کمی سختگیر پنهان کنند که باید بگویم موفق نیست.آقای افشانی بسیار محکم و با اراده هم هستند. ایشان توانستند قول خرید 12 عدد کامپیوتر با کلاس  برای سایت کامپیوتر و امکان استفاده تمام وقت ما از سایت را از مسئولین بگیرند. امیدواریم که مسئولین بدقولی نکنند تا آقای افشانی خدای نکرده ، زبانم لال بشود از دانشگاهمان نروند.

نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 17:14 توسط محمد |




:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 20:59 توسط محمد |



 
عشق آریایی
به توای همه پویایی من / به توای عشق آریایی من

سلامی را سوی نو بهارت / فرستم تا دهی آرایی من
نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:58 توسط محمد |



 بیا ای آسمان با تو حرفها دارم امشب من
بیا پر کن فضای تنهاییم را
آبی آرامشت را انتظار دارم هر شب من

بیا ای آسمان ای ورم کرده از درد من
بیا بشنو صدای تنهاییم را
ای آسمان‚ای که تنها تو هستی همدرد من

گر تو آیی من دلم آبیست
یک نفس با تو سراسر شادیست
واین بهترین احساسیست
که در دل من جاریست

شوق بودن با تو دارم ‚ ای آسمانم
ای که می بویی دلم را
هر چه عشق دارم من از تو دارم.
ای آسمانم...

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:53 توسط محمد |



 بیا ای آسمان با تو حرفها دارم امشب من
بیا پر کن فضای تنهاییم را
آبی آرامشت را انتظار دارم هر شب من

بیا ای آسمان ای ورم کرده از درد من
بیا بشنو صدای تنهاییم را
ای آسمان‚ای که تنها تو هستی همدرد من

گر تو آیی من دلم آبیست
یک نفس با تو سراسر شادیست
واین بهترین احساسیست
که در دل من جاریست

شوق بودن با تو دارم ‚ ای آسمانم
ای که می بویی دلم را
هر چه عشق دارم من از تو دارم.
ای آسمانم...

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:46 توسط محمد |




 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:40 توسط محمد |




:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:36 توسط محمد |




:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 13:58 توسط محمد |




:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 10:59 توسط محمد |




مطالب پيشين
» پست ثابت
» آهنگ one mans dream از ياني
» خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
» رعد و برق
» تعطیل نمی شود
» باز همان حکایت تکراری ایستاده بر سر کوچه غریب انتظار (آهای کوچه نمیر)
» بنویس
» کودکی ها
» جرات دیوانگی
» یک عکس
Design By : ParsSkin.Com